تبليغاتX
من و یک عالمه تو

من و یک عالمه تو

سخـــتــــ تریــن دو راهـــی عشــق دو راهـــی بیــن فرامـــــوش کــردن و انـتـــظاراستـــــ

 گاهـــی کــامل فرامـــــوش می کنی و بعـد می بینی که باید منـتـظــــر مـــی مـــانــدیــــــــ..

و گاهی آن قـــدر منتظـــرمی مانیـــــ که مـــی فــهمی زودتر از این ها باید فرامـــوشـــــ مـــی کردیــــــ

+ تاريخ جمعه 1391/01/25ساعت 23:1 نويسنده lost love |

در این نوروز باستانـــی خیــال آمدنتــــ را به آغوش خستـــه مـــی کشمــــ . . .

+ تاريخ دوشنبه 1390/12/29ساعت 21:59 نويسنده lost love |

سر به هوا نیستــــم

امــــا

همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم

حال عجیبـــی ست


دیدنــــ همان آســــــمان کــه

شاید "تــــــو"

دقایقـــی پیشـــــ

به آن نـــــــــگاه کـــرده ای...!!!

 

+ تاريخ پنجشنبه 1390/12/25ساعت 21:37 نويسنده lost love |

 

 چه غریبانه می خواهمتــــ

آن لحظه که اشک در چشمانت می رقصد و چشمان من مست چشمان تو است...

آن لحظه که قفل می کنی مرا در دستانت و

زندانی می کنی مرا عاشقانه و

تنگ و تنگ تر می کنی این زندان را

آن قدر تنگ ... تا مرز یکی شدن ...

 چه بی تابانه می خواهمت

آن لحظه که دستم را می گذاری روی قلبت و می گویی : ببین برای تو می زند ...

و من غرق می شوم در این همه خوبی ...

در این همه احساس  گاهی شک می کنم که شاید خواب باشد این ها ...

 شاید رویا باشد این همه خوشبختی ...

اما وقتی گم می شوم در آغوشت ...

 فراموش میکنم همه ی این ها را

و میگویم : حتی اگر رویا باشد رویای قشنگی است ...

بگذار باشد ...

بگذار این لحظه را ...

 فقط این لحظه را خوشبخت باشم ...

+ تاريخ جمعه 1390/12/12ساعت 22:1 نويسنده lost love |

ذهنم پــر از تو ، خــالی از دیگران است ... 

           اما کنارم خــالی از تو ، پــر از دیگران است ... !


+ تاريخ یکشنبه 1390/11/23ساعت 19:12 نويسنده lost love |

 

آرزویی بکن ...
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه ...
آرزویی بکن ...
شاید کوچکترین معجزه اش
بزرگترین آرزوی تو باشد !!

+ تاريخ جمعه 1390/11/07ساعت 22:8 نويسنده lost love |

لینک تکونی داشتم

متاسفانه بدلیل زیر پاگذاشتن قوانین وب حذف شدند

+ تاريخ یکشنبه 1390/10/25ساعت 22:10 نويسنده lost love |

میترسم از آن روزی که رهایمـــ کنیـــ ،

شاید فکر کنی که محالـــ است قلبت را از قلبمــــ جـــدا کنیــــ

این روزها کار همه بی وفاییستــــــ

تا این حـــد هم نبایـــد مرا به یک عشــــق ماندگار مطمئـــن کنـــی

تو خواســـتـــی مرا به خودتـــــــ وابســــــــته کنی

تو خواستــی قلبم را اسیر قلبـــــ پاکتــــــ کنی

دیگر محال است بتوانی مرا از خودتـــــ سیــــر کنی!

این قلبی که در سینه دارم آن قلب تنــــها نیستــــ

حال و هوای من مثل گذشتـــه ها نیستــــ

حالا دیگر وجودم نیز مال خـــــودم نیستـــــ ،

این اشکهـــــایی که میریزد از چشمانــــم، دستــــ خودم نیستــــــ

این دلتنگی ها و بی قراری هایم حســـ و حالــــ  همیشگیستــــ

+ تاريخ شنبه 1390/10/17ساعت 19:32 نويسنده lost love |

از چی بگم وقتی دلم از تو دور میمونه

وقتی قلب پاک تو هیچی ازم نمیدونه

 

+ تاريخ شنبه 1390/09/26ساعت 0:8 نويسنده lost love |


به دلتنگی هایمـــ دست نزن

می شكند بغضــمـــــ یك وقت !!

آنگاه غرقـــــ می شوی

در سیلابـــــ اشكهایی كه

بهانه ی روانـــ شدنش هستی !! . . .




 

+ تاريخ جمعه 1390/09/04ساعت 18:40 نويسنده lost love |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس